پژمان جمشیدی: قربانی شهرت یا متهم پشت صحنه؟ زلزله اجتماعی در سینمای ایران
پژمان جمشیدی: قربانی شهرت یا متهم پشت صحنه؟

پژمان جمشیدی: قربانی شهرت یا متهم پشت صحنه؟ زلزله اجتماعی در سینمای ایران

پاییز ۱۴۰۴ برای سینمای ایران نه با اکران فیلم‌های پرفروش، بلکه با طنین تیتر شوکه‌کننده‌ای آغاز شد: دستگیری مردی که نامش طی دهه گذشته مترادف با موفقیت مطلق در ایران شده بود. بر اساس گزارش خبرآنلاین، پژمان جمشیدی — چهره‌ای که نخست با پیراهن باشگاه پرسپولیس و تیم ملی فوتبال ایران به شهرت رسید — برخلاف همه پیش‌بینی‌ها، از دیوار بلند برچسب «غیربازیگر» عبور کرد و به ستاره شماره یک گیشه تبدیل شد.

از زمین فوتبال تا اوج سینما: ظهور یک پدیده

در نگاه عموم، او بیش از یک بازیگر بود؛ پدیده‌ای بود که حضور در هر فیلم یا سریال تلویزیونی — از زیرخاکی تا هتل — ضمانت خنده تماشاگران و سود کلان برای تهیه‌کنندگان محسوب می‌شد. دقیقاً همین جایگاه رفیع، همراه با پیشینه فوتبال حرفه‌ای‌اش، اتهام اخیر را به زلزله‌ای اجتماعی تبدیل کرده است. پرونده در ۲۹ مهر ۱۴۰۴ عمیق‌تر شد، زمانی که خبر دستگیری او به اتهام تجاوز منتشر و فضای عمومی را تسخیر کرد.

جمشیدی بعداً با وثیقه آزاد شد، اما خروج او از کشور در آن دوره موجی از سوءظن را برانگیخت. بسیاری در فضای مجازی قاطعانه از پایان حضورش در ایران سخن گفتند. با این حال، بازگشت و حضور او در جلسات دادگاه نشان داد که این ستاره قصد دارد مبارزه را در چارچوب قانون ادامه دهد. پس از بازگشت، با رد شایعات فرار و تکذیب اتهامات، بر بی‌گناهی خود پافشاری و آمادگی‌اش را برای مقابله و دفاع از خود اعلام کرد.

بانر عريض لتطبيق Pickt — قوائم تسوّق تعاونية عبر تيليجرام

روایت وکیل در مقابل ادعاهای شاکی

علی محمدزاده، وکیل جمشیدی، با اشاره به جزئیات جلسه سه‌ساعته و نیمه، از ارائه لایحه حقوقی مفصلی سخن گفت و تأکید کرد که اظهارات شاکی از همان آغاز پرونده تاکنون پر از تناقض بوده است. او با اطمینان اظهار داشت که هیچ مدرک یا سند قابل قبولی علیه موکلش وجود ندارد و تصمیم نهایی بر عهده قضات است. همچنین به حضور شخصی جمشیدی در جلسه اشاره و خاطرنشان کرد که بررسی‌های مقدماتی اکنون به پایان رسیده است.

در مقابل، شاکی پرونده، با خطاب قرار دادن ادعاهای مطرح‌شده علیه خود، ادعاهای اخاذی را کاملاً کذب توصیف کرد. او تأکید کرد که به دنبال منفعت مالی نیست و اعلام کرد اسنادی را به دادگاه ارائه داده که حاکی از پیشنهادهای مالی قابل توجه برای انصراف از شکایت است. با اشاره به فشار روانی، از تهدیدهایی پرده برداشت که به افشای هویت او انجامید و یادآور شد که حتی صفحه اینستاگرامی برای دیده‌شدن ندارد.

بانر بعد المقال Pickt — تطبيق قوائم تسوّق تعاونية مع رسم توضيحي عائلي

شاکی بر مستندات علمی تکیه کرده، از جمله گزارش پزشکی قانونی که به وجود دی‌ان‌ای متهم و همچنین کبودی و تورم روی بدن او استناد می‌کند. او هدف خود را تضمین امنیت دیگر زنان توصیف کرد. مادر شاکی نیز به‌شدت روند قضایی را مورد انتقاد قرار داد و پرسید چرا قرار بازداشت موقتی که به‌درستی صادر شده بود، در ایام تعطیل و بدون توجیه منطقی به وثیقه تبدیل شد. او از قضات خواست صرفاً بر اساس مدارک دخترش حکم دهند و نسبت به حمایت برخی افراد از متهمان هشدار داد.

بازگشت خاطرات جنبش می‌تو ایرانی

فضای پرتنش، خاطرات جمعی ایرانیان از ظهور نسخه ایرانی جنبش می‌تو — موجی که پس از اتهامات سمیه میرشمسی علیه فرهاد اصلانی شتاب گرفت و با بیانیه مشهور «۸۰۰ زن فیلمساز» تشدید شد — را زنده کرد. چهره‌هایی مانند ترانه علی‌دوستی و هانیه توسلی بخشی از کمیته پنج‌نفره مسئول رسیدگی به ادعای آزار بودند، اگرچه خود جنبش با جنجال‌های متعددی روبرو شد.

از یک سو، افشای شوکه‌کننده کتایون ریاحی علیه سعید پورصمیمی در روزهای جشنواره کن، مردم را در بی‌اعتقادی فروبرد. از سوی دیگر، اتهامات علیه چهره‌هایی مانند آیدین آغداشلو و کیوان امام‌وردی، ساختارهای قدرت در دنیای هنر را لرزاند. با این حال، کمبود مستندات در برخی ادعاها باعث شد هنرمندانی مانند پانته‌آ بهرام و هنگامه قاضیانی امضای خود را پس بگیرند و هشدار دهند که جنبش نباید به ابزاری برای انتقام تبدیل شود.

جنبش تنها محدود به ستاره‌ها نبود؛ از استادان دانشگاه و نقاشان نام‌آور تا فعالان مدنی و هنرمندان تئاتر، بسیاری در طوفان گرفتار شدند. شمار زیادی از چهره‌های محبوب برای همیشه جایگاه اجتماعی خود را از دست دادند و برخی با احکام قضایی سنگین مواجه شدند. اگرچه جنبش با هدف شکستن سکوت قربانیان آغاز شد، در مسیر خود با چالش‌های حقوقی و اخلاقی قابل توجهی در تمایز بین افشای حقیقت و ترور شخصیت — سایه‌ای که اکنون سنگین‌تر از همیشه بر پرونده جمشیدی سنگینی می‌کند — روبرو شد.

ادعاهای تازه و پیچیدگی بیشتر پرونده

در همین حال، اظهارات تأمل‌برانگیز یک تهیه‌کننده فیلم ابعاد پرونده را پیچیده‌تر کرده است. او ادعا می‌کند این اولین بار نیست که جمشیدی با چنین اتهامی روبرو می‌شود. به گفته او، بازیگر قبلاً در پرونده مشابهی درگیر بوده که با مداخله یک وکیل و پرداخت رشوه به شاکی به‌طور پنهانی بسته شده است. تهیه‌کننده با قاطعیت اعلام کرد که حرفه هنری جمشیدی به پایان رسیده و نفوذ و ثروت دیگر نمی‌تواند او را به صنعت سینما بازگرداند.

حقیقت در هاله‌ای از ابهام

اکنون با این دو روایت کاملاً متضاد، تعیین حقیقت برای افکار عمومی که از جزئیات پشت صحنه بی‌خبر است، دشوار شده است. از یک سو، این احتمال وجود دارد که موفقیت چشمگیر و ثروت جمشیدی، او را هدف یک کمپین تخریب قرار داده باشد. از سوی دیگر، ادعاهای شاکی و سابقه ادعاشده قبلی، پرسش بزرگی درباره ماهیت واقعی این ستاره برمی‌انگیزد. در این مرحله، هرگونه حمله علیه هر یک از طرفین پیش از صدور حکم نهایی نامناسب خواهد بود، زیرا حقیقت در اسناد قضایی پنهان است. تنها زمان نشان خواهد داد که ترازوی عدالت به نفع ستاره‌ای که بر بی‌گناهی خود پافشاری می‌کند حکم خواهد داد، یا ادعاهای شاکی مسیر تاریخ این بازیگر در سینمای ایران را برای همیشه تغییر خواهد داد.